قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3054
تاريخ الفي ( فارسى )
[ احمد بن ] محمّد بن محمّد بن حمدين [ 78 ب ] و غير آن به مكتوبى از زبان جميع اكابر و اهالى جزيرهء اندلس به خدمت عبد المؤمن آورده به عرض رسانيدند كه « اهالى اين بلاد همه از روى انشراح خاطر مطيع و منقاد شمااند و اين مكتوب به خطوط اكابر و اهالى آن ديار است . » و چون عبد المؤمن بر مضمون مكتوب اطّلاع يافت ، ابو جعفر را با همراهانش به عنايت پادشاهانه سرافراز گردانيده ملتمس ايشان را كه طلب سپاه بود ، از براى دفع فرنگان ، مبذول داشته ، لشكرى انبوه با سردارى صاحب وجود همراه آنها فرستاد . و در تاريخ ابن كثير شامى اين واقعه را نيز از وقايع سنهء تسع و ثلثين و خمسمائهء [ - 539 ] هجرى شمرده و همچنين قتل سلطان مسعود حاجب خود ، امير عبد الرحمان را ، كه والى خلخال و بعضى از ولايات آذربايجان بود و استيلاى او در دولت سلطان مسعود به مرتبهاى رسيده بود كه سلطان را مطلقا اختيارى نمانده بود ، « 1 » و همچنين قتل [ امير ] عباس ، صاحب ولايت رى ، كه اولا از قبل جوهر مقرّب نايب آن ولايت بود و بعد از فوت او بر آن ولايت استيلا يافت و مجمل احوال ايشان در وقايع سال فوت جوهر مذكور شد . در تاريخ ابن كثير شامى از وقايع سنهء تسع و ثلثين و خمسمائه [ - 539 ] و در تاريخ ابن اثير جزرى از جملهء وقايع اين سال ذكر شده است . و اللّه أعلم بحقايق الأمور . على اىّ حال كشتن سلطان مسعود ، عبد الرحمان حاجب را سابقا قلمى شد . و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان مسعود برادر خود سليمانشاه را گرفته در قلعهء تكريت محبوس گردانيد . و در همين سال امير جاولى طغرلى ، كه حاكم ولايت اران و بعضى از ولايت آذربايجان بود ، بهواسطهء رعافى كه او را عارض شد و خون بسيار از وى رفت ، وفات يافت . قبل از فوت او در اردوى سلطان مسعود ، آوازهء عصيان و تمرّد او شايع شده بود كه مقارن آن حال خبر فوت او شايع شد . و در اين سال ، والى دمشق ، نجم الدّين ايّوب بن شاذى را در قلعهء بعلبك محاصره نمود . و چندگاه نجم الدّين به اعتماد سيف الدّين غازى در مقام مدافعت و ممانعت درآمد . آخر الأمر ، چون از امداد اولاد امير اتابك نااميد گشت ، قلعهء بعلبك را تسليم والى دمشق نموده عوض آن چند ده از ولايت شام گرفت .
--> ( 1 ) . پس از مرگ جاولى جاندار ، حاكم آذربايجان و ارمنستان و اتابك ملكشاه ، پسر سلطان مسعود - كه خود پس از مرگ قراسنقر در سال 535 ه . ق / 1140 جانشين او شده بود - عبد الرحمان طغايرك در مقام اتابك شاهزادهء جوان جانشين وى شد و حكومت ارّان و آذربايجان را به اقطاعات خود در خلخال افزود . ولى بهزودى ، سلطان مسعود از قدرت وى هراسناك شده در سال 541 ه . ق اسباب قتل وى را فراهم ساخت - عبد الرحمان چهار سال پس از مرگ قراسنقر ، در رأس گروهى از امرا ، مسعود را واداشتند كه وزير خود ، عز الملك طاهر بن محمّد بروجردى را ، كه قبلا وزير قراسنقر بود ، در بند كشد . آخرين عمل وى ، دور كردن غلام مخصوص مسعود ، بك ارسلان معروف به خاصبك بن پلنكرى ، از او بود . بالاخره ، به دست همين غلام كشته شد .